سفارش تبلیغ
صبا
دورترین آفریدگانِ از خداوند متعال، دولتمندِ بخیل است . [امام علی علیه السلام]

عاشقانه هایی برای گفتن حرف دل

 
 
فقط برای تو عزیرم(یادداشت ثابت - سه شنبه 97 آبان 16 ساعت 9:2 عصر )

عشق....عشق...عشق ...بازم هم رسید قصه عشق ،قصه عشق عاشقی تمومی نداره ،شده مثل جاده ای که انتهاش معلوم نیست

......ادمها متعلق به خودشانند ،هیچ کس را نمیشود با زور اجبار برای خود کرد ،باید پذیرفت هیچ علاقه یا تعهدی تضمین علاقه و تعهد طرف متقابل نیست،وابستگی ودل بستگی های بی فرجام را بیش از اندازه کش ندهید ادمی که نمی خواهد باشد با اصرار شاید بماند ولی اخرش روزی ،جایی،همه چیز را رها کرده وخواهد رفت ادم های بلاتکلیف را در زندگیتان نگه ندارید ،اجازه بدهید در انتخاب مسیر و مقصدشان ازاد باشند ،اگر ماندنی باشد میماند اگر رفتنی باشد همان بهتر که زود برود.سقوط از طبقه اول عوارض ودردش به مراتب کمتر از سقوط از طبقات بالاتر است ...عسل،محمودی


» *مهندس عسل محمودی*
»» نظرات دیگران ( نظر)

 
یادداشت های یک دختر(یادداشت ثابت - شنبه 95 مرداد 17 ساعت 3:45 عصر )

سلام

خدایا چنان کن سرانجام کار تو خشنود باشی ما رستگار

دعایی است فوق العا ده بی ریا وخاص که همیشه بعد نماز میگم جانمازم جمع میکنم بقیشم میسپرم به خودش همونی که من افرید ،این زمین چرخ از او امد پدید

هیچوقت تو زندگیم بااین که مشکلات زیادی داشتم خم نشدم نذاشتم لطمه ای به زندگی کردنم بزنه اما در عوضش حالا که فکر میکنم واقعا به این نظریه نیوتن میرسم

دنیا کنش وواکنش از هر دستی بدی از همون دست میگیری ،

واقعا به این جمله رسیدم من  این حاضرم قسم بخورم

زندگی مثل اب رودخونه است بیاید باهاش حرکت کنیم نه اینکه جلوش وایسیم .این دنیا وفق مراد هیشکی نیست 


» *مهندس عسل محمودی*
»» نظرات دیگران ( نظر)

 
درد دل(دوشنبه 97 آبان 7 ساعت 4:16 عصر )

خدا 

کم اوردم ...ترو جون عسل یه نگاهی بهم بنداز ،،،،قربون حکمتت برم من ؟اما هیچ میدونی من یه دخترم توان زیاد ندارم ...خداجون الهی قربونت برم یکم هوای عسل بیشتر داشته باش ...

به خدا خسته شدم از این وضع جامعه فقر گرسنگی داره بیداد میکنه ،بدتر از اون وضع جوان هاست ....خدا چیکار کنم ؟؟؟غیر از خودت مددی نیست***

شاید بگم ادما افتادن به جون هم ،،،،خسته هم نمیشن ،،،دست برنمیدارن 

وضع جامعه افتضاح ،،،درسته که من کاری توی این جامعه نیستم ولی عوضعش انسان هستم که ،وقتی این همه بدی میبینم غصه ام میگیره ،دلم میشکنه 

چرا جوانا باید همه پستای تلگرام ،اینستاشون یه مشت چرت پرت باشن ...چرا دختر 16ساله که الان باید به فکر درس باشن ...به فکر یه پسر ؟؟؟؟؟؟؟؟؟

کی جواب منو میده ....؟؟؟هیچ کس 

فقط یه کلمه بگم به لجن کشیده شد جامعه اریایی ما 

لعنت برتو روشن فکری که همسرت یا هر دختر بدبخت دیگه را با وضع ارایش و لباس نیمه عریان برای جمع کردن چند تا فالوور بیشتر نشون مردم میدی 

میخوای چی ثابت کنی ،؟؟؟این طرز فکر روشن فکری ؟؟؟اگر این روشن فکری من به غقب موندگی خودم افتخار میکنم

چرا وضع حجاب اینطور شد ،این بود رسم مردانگی 

خدایا غصه ام میگیره وقتی تو جامعه هستم دخترای بی حجاب نسبت به من برتری دارن ....خیلی غصه ام میگیره که دختر جامعه اسلامی حجابش فقط به خاطر جلب توجه رعایت نمیکنه...

اشک میریزم برای خودم و امثال خودم ....ای کاش یه معجزه میدیدم از طرفت خدا 

این همه شهید ...الهی براتون پرپر بشم میدونم قرامون این نبود ولی شرمنده ام شهدا،به خدا شرمنده ام 

شرمنده ام شهدای مدافع حرم 

شرمنده ام 

دلم شکست 

فردا اربعین ...امیدوارم هر کسی حاجتی توی دلش داره بهش برسه ،بیاید دعا کنیم برای هم ،،،فکر کنم تنها دعا کردن دل ادم ارام میکنه ...

هر کسی این متن خوند ،امشب سر سجاده نمازش برای دل شکسته من هم دعا کنه ،

التماس دعا


» *مهندس عسل محمودی*
»» نظرات دیگران ( نظر)

 
تو کجایی سهراب(جمعه 97 شهریور 23 ساعت 3:58 عصر )

تو کجایی سهراب ؟آب را گل کردند!چشم ها را بستند و چه با دل کردند!وای سهراب کجایی آخر!زخم ها بر دل عاشق کردند ،خون به چشمان شقایق کردند !تو کجایی سهراب ؟که همین نزدیکی عشق را دار زدند ....ای سهراب کجایی که ببینی حال دل خوش مثقالی چند است؟ دل خوش سیری چند ؟

صبر کن سهراب....گفته بودی قایقی خواهم ساخت ،با کدام عمر دراز ،نوح اگر کشتی ساخت ،عمر خود را گذراند ،با تبر روز شبش بر درختان افتاد ،سالیان طول کشید ،عاقبت اما ساخت ....پس که می گفتی تا شقایق هست زندگی باید کرد !این سخن یعنی چه؟تو ببخشم سهراب ...که اگر در شعرت انتقادی کردم ...به خدا دل گیرم ...به خدا من سیرم ..نوجوانی پیرم ..زندگی رویا نیست ...زندگی پر درد است ..زندگی نامرد است ...زندگی پوچ است 

صبر کن سهراب !آری ،،،،تو راست میگویی آسمان مال من است 

پنجره فکر هوا عشق زمین مال من است ،،،،اما سهراب تو قضاوت کن ،بر دل سنگ زمین جای من است ..من نمی دانم که چرا این مردم دانه های دلشان پیدا نیست ....

صبر کن سهراب !!!قایقت جا دارد ؟من از همهمه ی داغ زمین بیزارم ..

چشم ها را باید شست...شستم ولی

گفتی جور دیگر باید دید ...دیدم ولی 

گفتی زیر باران باید رفت .....رفتم ولی 

او چشم های خیس و گریه آلودم را هیچ کدام ندید فقط در زیر باران با طعنه ای خندید گفت .....دیوانه باران زده است ......

راست گفتی سهراب ...عشق دیگر صدای تپش قلبها نیست ...عشق صدای تخت فنرهاست....

خدایا سوختم در عشقت ...مرا ندیدی ....

جان دادن در وصفت ....صدایم را نشنیدی 

خدایا عاشقم باش ...عشق فقط با تو خاص میشود ...


» *مهندس عسل محمودی*
»» نظرات دیگران ( نظر)

 
Jomallate bozorgan(چهارشنبه 97 شهریور 7 ساعت 3:3 عصر )

if you love some one ,tell them for hearts arezoye often broken by word left un spoken ,never break four things in your life trest,promise ,Relation &hearts beacuse when they break they donyaye male a noise but hurt alot.............

They biggest commucation problem is we donyaye  is we do not lisen to understand we lisen to replyyyy

To they word you may be one person but to one person you may be they word.

Only have eyes for sb

You,no need to be jealous he only has eyes for you

A rely small degree of hope is sufficient to cause the birth of loveeeee 

 

اگر کسی دوس داری بهش بگو ...

چون معمولا قلبهابا حرفهایی میشکنند که در گفتن استفاده میشود 

در زندگیت 4چیز هر گز نشکن 

اعتماد ،قول،رابطه،قلببببب

زیرا وقتی اینها شکسته میشوند صدایی ندارند اما درد بسیار دارند 

بزرگترین مشکل رابطه ها آینه که گوش نمیدیم تا بفهمیم درک کنیم 

گوش میدیم تا جواب بدیم ,,,,,

واسه دنیا شاید تو یه نفر باشی امااااابرای یک نفر به دنیایی 

تنها به فرد خاصی علاقه داشتن

نیازی نیست حسادت کنی اون فقط تو رو میخواد 

فقط یه ذره امید کافی است تا دلیلی برای آغاز عشق باشد

متن به همرا ترجمه براتون گذاشتم امیدوارم بتونم با یکی از جملات بالا حداقل یه نفر نسبت به زندگی امیدوار کنم ...

اگر برام نظر هم بدید بازم ممنون 


» *مهندس عسل محمودی*
»» نظرات دیگران ( نظر)

 
چادر(چهارشنبه 95 بهمن 13 ساعت 2:21 عصر )

ای چادر زیبای من با وجودتو احساس امنیت میکنم 

پوشیدنت برای من افتخاری است 

ای پوشش فاطمه الزهرا 

ای میراث گران قدر الزهرا

ای بهترین حجاب در دو عالم

تو را با جان دل میپوشم 

هر چند .......

گویی زمانی که چادرم با من است حاله ای از نور وجودم را فرا میگیرد 

تو را با هیچ چیز در دنیا عوض نمیکنم 

هر چند در جامعه ای بی عفتی نشانه ای شخصیت ایت 

تو با حجاب بمان ای بانوی  اسلامی 

 


» *مهندس عسل محمودی*
»» نظرات دیگران ( نظر)

 
دل نوشته(چهارشنبه 95 بهمن 13 ساعت 2:16 عصر )

به نام خداوندی که عاشق زیبایی ایست وزیبایی را دوست دارم ....

امده ام از وجودت .حست .نفسی که در من دمیدی ومن توانستم اشرف مخلوقات در زمین بشوم جان بگیرم 

خدایا ..........

بنده هات نامرد شدن ....

ایا اون زمانی که ما رو خلق میکردی فکزشم میکردی یه روزی بنده هات به این شکل در بیان دزد ..حریص..دروغگو ومنفعت طلب

خداوندا شیطان به ما سجده نکرد اما ببین ما چگونه سجده در گاه اورا میکنیم 

خدایا ببخش منو که نتونستم بندگی که واقعا مستحق اون بودم نکنم 

خدایا منو ببخش که خیلی وقتا افسار م دست بزرگترین دشمن اسلام ومسلمانان کل دنیا است 

خدایا ببخش منو بعضی مواقع تو نمازم از حس شوق رسیدن به مقام قرب تو حواسم پرت میشه میرم یه دنیایی

خدایا ازت ممنونم که سلامتی جسم ذهن بهم دادی اما نمی تونم ..وقت نمی کنم ..سجده ی شکر به جا بیارم 

خدایا ببخش منو که بعضی مواقع باهات دعوا میکنم واشتباه خودم به گردن روز گار میندازم

خدایا دوسسسسسستتت دارم 

خدایا چقدر تو توبی 

زمانی که زمزمه های قران به گوشم میرسه چه لذت بخش ایه هایی که قراعت میشود اما چرا بعضی کور ?کر هستند نمیشنوند 

وبه راحتی عبور میکنن

خدایا هیچ وققققققققققت منو رها نکن ...خدایا دوست دارم 

خدایا مرسی که هنوز به بندهات امیدواری 

ازت ممنونم خدا 

چه حس قشنگی که خالقت با تمام وجودت حس کنی 

خدایا ازت سپاس گذارم به خاطر همه چیز.........


» *مهندس عسل محمودی*
»» نظرات دیگران ( نظر)

 
مرد مغرور(جمعه 95 دی 3 ساعت 12:28 عصر )

روزی زنی زیبا در شهر پاریس از خیابان میگذشت که ناگهان مردی اورادید ویک دل نه صد دل عاشق زن شد امااااا

مرد بی سواد بود ?پولی نداشت ?لباس هایش ژنده وپاره بود ولی وقتی به دخترک گریست دید او صدبرابر نه بلکه هزار برار از او هم زیباتر هم جذاب تر هم پولدارتر بود

دخترک خواستگاران زیادی داشت اما چون عاشق نبود اذدواج نمی کرد تا اینکه خبر رسید 

مردی عاشق ودل شیفته تو شده است اما فقیر وبیچاره است ولی حاضر است به خاطر تو جان دهد 

عاقبت دخترک با دیدن مرد با خود فکر میتواند به او کمک کند ولی گویی در دلش میگفتند تو عاشق شدیییییی

بعد پنج سال 

مرد بلاخره با دختر اذدواج کرد وان دو در خانه ی اشرافی شروع به زندگی کردن کردند 

اما دخترک از غذا خوردن اوخوشش نمیاد وبه او اداب غذا خوردن امپخت 

وشروع کرد از همه ی لحاظ اورا اصلاح کردن نوع پوشش اش .نوع حرف زدن 

کم کم تصمیم گرفت اورا وارد بازار کار وتحصیلات کند او تمام سعیش راکرد که مرد میان وابستگان کمتر نباشد 

سرانجام روزی رسید که اوازه ی مرد زبان زد خاص عام شد 

ولی اتفاق بدی افتاد مرد دیگر آن مرد فقیر وژنده پوش نبود او عوض شده بود 

روزی به همسرش گفت :میخواهم ترکت کنم 

زن نمی دانست چه بگوید !!!!!

اوگیج مبهوت بود اخر چرا مگر خطایی از من سر زده بود 

مرد به او گفت روزگاری بود که من در حد تو نبودام ولی تو مرا خواستی 

ولی اکنون تو در حد من نیستیییییییی


» *مهندس عسل محمودی*
»» نظرات دیگران ( نظر)

 
قطره ی برف(جمعه 95 آذر 26 ساعت 2:22 عصر )

امد روز  های سرد زمستونی .روزهای سرد ولی گرم 

روزهایی که کوچه خیابون پر از برف میشد 

روزهایی که عشق دوستی توی کوچه ها فریاد میزد 

روزهای خوب زمستونی .....سلاااااام

وای چه روزای قشنگی به شرطی که دنیا به اسم تو باشه 

دنیا برای تو باشه .....دنیا به کام تو باشه ........

نه این امکان نداره 

دنیا برای همه است از جمله تو 

تو فقط نقش کوچکی در این کره ای خاکی را داری 

دنیای زیبای من بچرخ       ......برای من بچرخ ..........به امید روزهای سرد بچرخ 

گویی در دنیا زیبایی موج میزد 

قطرات یخ مانند اشک های زلال الود بود

عجب صحنه ی زیبایی 

برفها از میان برفهای دیگر سبقت میگرفتند تا خود رابه زمین برسانند 

گویی فکر میکردند زمین پر از عشق شور مستی است 

خبری نبود 

کدام عشق ......کدام زندگی 

انسان ها به اسم گرگ روی گرگ را سیاه کردند 

من چیستم ....من چه هستم در میان گرگ صفتان در لباس انسان

فقط کینه ...حرص ....طمع

خدایا مرا به اسمان بازگردان 

نمیخاهم به زمین بیایم 

من زمین را نمیخواهم 

.............‌‌‌‌‌


» *مهندس عسل محمودی*
»» نظرات دیگران ( نظر)

 
ناگفته ها(جمعه 95 مهر 30 ساعت 12:15 عصر )

سلام وبلاگ قشنگم .....

چقد دلم برات تنگ شده 

حسابی گرفتار کارام شده ام از تو غافل شدم ...اخه چرا من ...؟میدونی چی گاهی روزا خیلی خوب گاهی روزا خیلی بد 

خسته ام ......

باور کن خسته ام 

خدایا کمکم کن این ترم بتونم مثل ترم های بعد با نمرات بالا پاس کنم ؟؟؟؟

خدایاکمک کن ایمانم به تو مثل همیشه قرص مستحکم بشه؟؟

خدایا کمکم کن تا بتونم نمازم سر وقت بخونم الان چند شبی نماز قضا میشه ؟؟؟؟

بچه ها دعام کنید یه عالمه تو زندگیم کار دارم .هدف دارم دعا کنید به همش برسم .....

خدایا کمکم کن هیچ وقت از هیچی نترسم وای یعنی من میترسم ؟؟؟؟؟

خداجونم احساس میکنم خود واقعی ام نیستم ..اره درست من خودم نیستم یه ادم دیگه ام تو جلد خودم 

چجوری ...چجوری  من که خودم نیستم   میتونم به کارام برسم 

احساس میکنم خیلی بیش اندازه به دیگران رو دادم بسه به خدا خسته شدم  

وقتی کسی احترامت نگه نمیداره چه لزومی داره دوسش داشته باشی ?عاشقش باشی

ادما خیلی نامردن ......خیلی 

وای خدا چقد کار دارم 

چقد این روزا فکر میکنم اما چرا هیچ نتیجه نداره خدایا به خدا قسم بریدم بسم دیگه 

طاقت ندارم خودت منو افریدی خودت ....خودت کمک کن 

خدایا مگه من بنده ات نیستم 

پس چرا من این روزا این جوری شدم 

شدم مثل یه پرستار برای بهتر کردن حال دیگران

پس من چی 

خدایا کمکم کن از شنبه باید به کارام برسم 

چرا انقدر کم حافظه شدم 

نکنه مریض شدم 

وای خدانکنه .........

خدایا اگر به دادم نرسی    میمیرم..


» *مهندس عسل محمودی*
»» نظرات دیگران ( نظر)

   1   2      >