سفارش تبلیغ
صبا
تا کی آب بر کوه می ریزد و آن را نرم نمی کند؟تا کی حکمت می آموزید و دلهایتان بر آن نرم نمی شود؟ [عیسی علیه السلام]

عاشقانه هایی برای گفتن حرف دل

 
 
ترکم مکن(یکشنبه 95 مرداد 31 ساعت 11:43 صبح )

تورا دوست میدارم

تورا به جانهای دل های عاشقان قسم 

ترکم مکن،طاقت این دوری را ندارم 

اخ سخت است در تکاپوی عشق بسوزی وبسازی 

واقعاسخت است

سخت است ندانی عشقت،وجودت،عمرت،نفست،تمام زندگیت

کجاست ،چه میکند ،حالش خوب است یانه

اما من تحمل میکنم تا اورا ببینم 

رهگذری از انجا میگذشت وبه من گفت 

دوست من چرا انقدر اه ناله میکنی ،مقصودت از این کارها چیست گفتم ای دوست اینها راه رسیدن به یار است 

گفت خوش به سعادت این یار چه محبوبی دارد 

گفت یارت کجاست ،نمی دانم

گفت تو چه یاری هستی‌که از معشوق خبر نداری ،عشق تو بی فایده است ،عبس است 

گفتم ای رهگذ ر بس کن اینا چیست که میگویی 

عشق من الهی است وتا به معشوصق نرسم دست از این عشق برنمیدارم 

رهگذر گفت مراببخش من لیاقت سخن گفتن باتو ندارم 

به خدا که تو از عشق زمینی به الهی رسیدی 

امیدوارم روزی جاودانه شوی

عاشق گفت سخت کارم زار است پس باید سعی کنم

خداییییا کمکم کن....


» *مهندس عسل محمودی*
»» نظرات دیگران ( نظر)

 
ارامش(شنبه 95 مرداد 30 ساعت 7:23 عصر )

صدایم کن ای عشق 

صدایت ارامش وجودی خاطرهاست 

صدایم کن 

صدای تو تجلی خاطره هاست 

باتو بودن ،باتو مردن 

فقط وفقط امید است 

هدف است

ای یار عاشق من 

تو را به اندازه ی تمام جهان دوست میدارم وامدن تو برای من منجی امدن همه ی دنیا است

یادم ارد ان  شب مهتابی 

که یادت در پشت بام خانه اشکهایم امانم را برید 

ستاره را که دیدم به من چشمک میزند 

دست بر سر انداختم وگفتم او یار من است 

به من پیام بودنش را میدهد 

دیوانه شدم 

اشکهایم ناخوداگه بالش زیر سرم را خیس کرد 

گویی عقل از سرم وریده بود 

گویی بی تاب شده بودم

شروع به حق حق کردن میکردم

ای دیوانه بس کن چه میکنی 

اری من بودم که با چشمک زدن ستاره ان را یار پنداردم

خدایا من دیوانه را ه یار شدم 

کیست که باور کند 

تو کیستی 

تو چیستی 

تو فقط مال منی 

اگر روزی کسی به تو نگاه کرد 

اهی خواهم کشید که صدای اهم تا اسمان هفتم برود

شب داشت سپری میشد ومن هم چنان ناله میکردم 

گویی صدایی میگفت ناله نکن ،مژده وصال یار میدهم 

فرشتگان در اسمان به پایکوبی مشغولند 

ناراحت نباش 

اری صدایی در گوشم این سخنان را زمزمه میکرد 

صبح شد 

اما ،،،،،،،،،،،،،،،،

یارم نبود


» *مهندس عسل محمودی*
»» نظرات دیگران ( نظر)

 
حرف(پنج شنبه 95 مرداد 28 ساعت 5:41 عصر )

باز امد امروز 

باز تمام شد امروز 

باز میاید امروز 

باز تمام شد فردا

بروببین چه تغییری کردی ،،،،،،،،،،،،،


» *مهندس عسل محمودی*
»» نظرات دیگران ( نظر)

 
هم صدا(چهارشنبه 95 مرداد 27 ساعت 9:47 عصر )

کسی اینجا نیست

کسی صدای من نمیشنوه

خدایا ظلمات جهان گرفته

کمک کمک کمک 

کسی نیست با من هم صدا بشه  ،یعنی تو عالم به این بزرگی کسی نیست با من یک صدا بشه 

یک دل بشه ،یک رنگ بشه

بشنو از من ای عشق کسی جوابم نمیده  تنها موندم توی این ظلمات

وای وای وای

پس تو کجایی ای عشق نبودنت دیوانم کرد

اواره صحرا شدم

خیلی مغروری به خدا 

ولی به خاطرت تا اخر دنیا منتظر میمونم

این مطمعن باش

وای ای عشق من ای کاش بودی 

سرم میزاشتم روی بالینت های های گریه میکردم 

بهت یه دل سیر نگاه میکردم 

بعد میگفتم 

دوست دارم تا پای جون


» *مهندس عسل محمودی*
»» نظرات دیگران ( نظر)

 
حرف دل(چهارشنبه 95 مرداد 27 ساعت 1:27 عصر )

وای خدا چقد دلم این روزا حوات کرده 

چقد دوست دارم برم یه جا بشینم زار زار گریه کنم انقدر گریه کنم تا زیز پام دریا بشه

چی داری میگی 

مگه این کار شدنی،،،،

نه هر چقدر تلاش کنم به تو نمیرسم

وای خداجونم 

نمیدونی این روزا دلم چقد هوات کرده،چقد با تو حرف زدن باعث ارمشم میشه 

خدا تو کی 

تو چقد بزرگی 

تو چقد قدرتمندی 

وای ازبس قدرت داری تجسم کردنش واقعا مشکل‌.........

منم بنده روسیاهت 

بهم نگاه کن 

حرف بزن باهام 

میدونم لیاقتش ندارم

خدایا به خوبا سر میزنی باشه اصلا ما بد

مگه ما بدا دل نداریم

خدایا این پایین اتفاقاتی داره میفته بهمون نگاه کن 

ما رو از یاد نبر 

چه دنیایی داریم 

خدایا کمک کن به بنده هات ،محتاجتیم خدا هر لحطه،هر ثانیه،هر دقیقه

فقط تو 

یه  جا یی یه جمله ای خوندم نوشته بود اگه خدا از ادم نامید بشه دیگه بهش بچه نمیده

خدایا قربونت برم تو بغل هر زن شوهری یه بچه هست

یعنی ازمون ناامید نشدی 

خدایا تو را به همه ی مقدساتت قسم دوست دارم اما توانایی ابراز کردنم برایم سخت است

ای کاش جملاتم را با اشکهایی چشمهایم مینوشتم شاید انگاه باور میکردی که با تمام وجودم 

پوستت دارم 

خدای من،خدای زیبای من،خدای رنگین کمان من

تنهایم نگذار 

بدون تو  هیچم،پوچم،تهی ام،خالی ام

وای برمن جملاتم بویی از ناامیدی میدهد 

خدایاتوبه

من هنوز امید به رحمتت دارم........


» *مهندس عسل محمودی*
»» نظرات دیگران ( نظر)

 
دل(سه شنبه 95 مرداد 26 ساعت 8:48 عصر )

هرچه دلم خواست نه ان میشود              هر چه خدا خواست همان میشود

 

 

 

جمله ام با یه شعر شروع کردم ،چقد شعر پر معنایی ،معنی های متفاوتی داره 

به نظرم من معنی اش اینه تو هر چقد هم تلاش کنی دنیا باب میلت نمیشه همیشه 

اون چیری اتفاق میفته که خدا میخواد.

گاهی وقتا ادما دلشون چیزایی میخواد  که اما بهش نمیرسن ولی نظر شخصی من‌

اینه که زرحمت ببندد دری         زحکمت گشاید در دیگری 

وای عجب جمله ای 

ادم زیررو میکنه

دوستای خوبم مطمعن باشید اگر تو زندگی تون مشکلی پیش امد ناشکری نکنید عزمتون جزم کنید

بگید خدا یا توکل بر خودت نه بنده ات 

هرچقدر هم مشکلات بزرگ وپیچیده باشه

 


» *مهندس عسل محمودی*
»» نظرات دیگران ( نظر)

 
عشق(یکشنبه 95 مرداد 24 ساعت 2:31 عصر )

عشق را شروع دوباره برای زندگی بدان

عقل را در یافتن عشق رها کن 

این دو دشمن هم هستند .......


» *مهندس عسل محمودی*
»» نظرات دیگران ( نظر)

 
عاشقانه(یکشنبه 95 مرداد 24 ساعت 2:24 عصر )

ای عشق خسته ام از این انتظار

دیدار ما به درازا کشید  

ای عشق 

تو کیستی ،تو چیستی ،که عالم همه عاشق توست 

تو کیستی که عاشقان  همه به خاطر تو می گریند 

تو از کجا امده ای ،تو مال کدام سرزمین هستی

تو برای من مثل میوه ی ناب بهشتی هستی که چیدنت افتخاری است

خدایا  این میوه ناب از ان‌من میشود 

خدایا شکرت 

جرم عاشقی عجب جرمی است

هرکس دچار ان شود عمرش جاودان باد 

خدای زیبای من تو را به گل های بهاری که نشانه عاشق ومعشوق است سوگند 

خسته ام از این دنیا 

خسته ام

خسته 

که به عشق ام میرسم 

سخت است در هجران یار بسوزی بسازی

واقعا سخت است

چقد سخت که در نبود یار  برایش گریه کنی ،چقد سخت اشکات مثل اب بارون بباره خیلی سخت

به خداوندی خدا سخت


» *مهندس عسل محمودی*
»» نظرات دیگران ( نظر)

 
چشم های گریه الود(شنبه 95 مرداد 23 ساعت 6:47 عصر )

چشم هایم را میبندم ودرون ذهن کوچکم به یاد تو هستم وسعی میکنم تورا در ذهنم بیاورم 

هر چند سخت است ،

وتوانایی تصور کردن زیبایی تو واقعا دشوار است

اما من سعی میکنم 

زیباترین یار من ،زیباترین ملکه من 

تورا به خاطر میسپارم،

تنها راه دیدن تو تجسم در ذهن کوچکم‌است 

خداوند ا قدرت به من بده تا بتوانم این کار را بکنم 

وانگاه که تو را تجسم کردم 

فقط میخوام تو را ببینم فقط

دیدنت افتخاریست

بوییدنت بزرگی است 

بوسیدنت ارزواست 

بودنت عمر دوباره است 

حرف زدنت مروارید است 

ای ذهن من یاری ام کن تا به مقصود برسم ،

ای کاش تو در کنار م بودی انقدر برایت گریه میکردم تا زیر پایت تر میشد 

ای یار من چشمانم سویی ندارد ،گویی دیگر به کور شدنم چیزی نمانده،

ای چشمان من از شما خواهش میکنم تا امدن یار سفید نشوید 

به خدا میمیرم اگر یارم را نبینم

تر به خدا التماس میکنم ای چشمان زیبای من کمتر بگریید 

خسته شده ام  از گریه کردن 

انقدر که گریه کرده ام وضعیف ناتوان شده ام دیگر شب ها اطراف را نمی بینم 

وای  بر من ،من با خود چه کردم  ،ایا محبوب  من ،من را ببیند میشناسد 

نه من مطمعنم او عشق مرا حتی اگر ظاهرم بد باشد به کسی نمی دهد 

اخر او لییییلی من است 


» *مهندس عسل محمودی*
»» نظرات دیگران ( نظر)

 
انتظار(شنبه 95 مرداد 23 ساعت 2:51 عصر )

دوستت دارم عشق من 

تنها تورا میپرستم وتنها از تو یاری می خواهم‌

تو تنهاکسی هستی که در زمان تنهایی مونس غم خوار من هستی

ای عشق 

تو را در کجا میتوان جست 

ایا در این سرزمین تنهایی میتوان از تو رد نشانه ای پیدا کرد 

خسته ام از وجودت ،

تو را در کجا میتوان جست 

جستجو کردن تو برای من افتخار بزرگ است 

یاد تو همیشه در قلب روح من باقی است،مگر در زمان مرگ که روحم از جسم جدا میشود وبه ابدیت میپیوندد

ای عشق گویی در قلبم صدایی میتپد که گویا مژده وصال میدهد 

من این را هرگز نمی توانم تحمل کنم 

ایا این احساس درست است

ایا این احساس واقعی است

اگر واقعی باشد چه کنم 

وای خدای من 

انگار قلبم از سینه بیرون میاید 

حس گنگی است

خدایا من که لحظات عمرم تنها بودم وکسی در غم لیلی با من شریک نبود 

حالا شادی وجود امدن یار را با که تقسیم کنم

یار زیبای من مقدمت را گلباران میکنم و اگر اجازه دهی جای پایت را بوسه باران کنم 

 

ای عشق من همیشه ،همیشه،هرجا که باشم منتظر امدنت هستم واین عشق را درونم پرورش میدهم تا لحظه وصال 

پس به امید دیدنت ،دیدگانم  همیشه در نبود خیس است

خدای خوب من  لحظه وصال کی است.............


» *مهندس عسل محمودی*
»» نظرات دیگران ( نظر)

   1   2   3      >