سفارش تبلیغ
صبا
دنیا را بران که محبّت دنیا، کور و کر و لال می کند و سرفرازان را خوار . [امام علی علیه السلام]

عاشقانه هایی برای گفتن حرف دل

 
 
تو کجایی سهراب(جمعه 97 شهریور 23 ساعت 3:58 عصر )

تو کجایی سهراب ؟آب را گل کردند!چشم ها را بستند و چه با دل کردند!وای سهراب کجایی آخر!زخم ها بر دل عاشق کردند ،خون به چشمان شقایق کردند !تو کجایی سهراب ؟که همین نزدیکی عشق را دار زدند ....ای سهراب کجایی که ببینی حال دل خوش مثقالی چند است؟ دل خوش سیری چند ؟

صبر کن سهراب....گفته بودی قایقی خواهم ساخت ،با کدام عمر دراز ،نوح اگر کشتی ساخت ،عمر خود را گذراند ،با تبر روز شبش بر درختان افتاد ،سالیان طول کشید ،عاقبت اما ساخت ....پس که می گفتی تا شقایق هست زندگی باید کرد !این سخن یعنی چه؟تو ببخشم سهراب ...که اگر در شعرت انتقادی کردم ...به خدا دل گیرم ...به خدا من سیرم ..نوجوانی پیرم ..زندگی رویا نیست ...زندگی پر درد است ..زندگی نامرد است ...زندگی پوچ است 

صبر کن سهراب !آری ،،،،تو راست میگویی آسمان مال من است 

پنجره فکر هوا عشق زمین مال من است ،،،،اما سهراب تو قضاوت کن ،بر دل سنگ زمین جای من است ..من نمی دانم که چرا این مردم دانه های دلشان پیدا نیست ....

صبر کن سهراب !!!قایقت جا دارد ؟من از همهمه ی داغ زمین بیزارم ..

چشم ها را باید شست...شستم ولی

گفتی جور دیگر باید دید ...دیدم ولی 

گفتی زیر باران باید رفت .....رفتم ولی 

او چشم های خیس و گریه آلودم را هیچ کدام ندید فقط در زیر باران با طعنه ای خندید گفت .....دیوانه باران زده است ......

راست گفتی سهراب ...عشق دیگر صدای تپش قلبها نیست ...عشق صدای تخت فنرهاست....

خدایا سوختم در عشقت ...مرا ندیدی ....

جان دادن در وصفت ....صدایم را نشنیدی 

خدایا عاشقم باش ...عشق فقط با تو خاص میشود ...


» *مهندس عسل محمودی*
»» نظرات دیگران ( نظر)